تبليغاتX
بی تو ، با تو بودن


 

خواب مي‌ديد كه حقيقت انتظار شكوفه دارد.


خواب مي‌ديد كه صداقت گيج آمدنش است


خواب مي‌ديد آسمان مي‌بارد ولي زمين خشك است


او به زمين نگاه كرد، زمين سبز شد


خواب مي‌ديد رازقي از قناري مي‌ترسد


ولي قناري با آواز زنده‌تر است تا رازقي با آب


-
بدون هر ترسي


بيدار كه شد ديوار سلامش گفت و نشكافت


سنگريزه‌هاي تنها، سلامش بوسيدند ولي گم نشدند


كوه، سلامش را استوار كرد ولي براي عبور هيچ ناقه‌اي باز نشد


كوه سينه گشود تا پر جبرئيل


بر شانه‌هاي آخرين پروانة قدس هستي بنشيند


ديگر نه خواب بود و نه سلام دنيا


حال ايمان بيداري بود و اسلام دنيا و عقبا


به ياد خديجه كه مثل او نيست


و به حرمت والا پيامدار محمد (ص)

 

 

گوش‌هايت حق را مي‌شنوند يا فرار مي‌كني از ذوق نور


چشم‌هايت حق را مي‌بيند يا مي‌بندي راه طعم نور


دستهايت حق را جستجو مي‌كند يا كوتاه مي‌كني انگشتهايت را از لمس نور


با حقيقت همسايه‌اي يا ترسان


اگر حق مي‌گويي، اگر حق مي‌بيني، اگر حق مي‌ياي


تو در دامنة نور پائين از حراء منتظر نشسته‌اي


تا او بيايد. او كه آمدنش دليل بودن افلاك است.


او والا پيامدارمحمد(ص)

farzad hasani

یا علی. خداحافظ همین حالا.


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 18:35  توسط یه گل  | 



Copyright © 2009 - Designed By 7asemoonsetare