نه...دستِ خود من نیست
باید به تو برگردم
دنیا رو نمی دونم
من دور تو می گردم

با فکر تو می خوابم
از فکر تو بیدارم
نه...دستِ خود من نیست
حسی که بهت دارم

امروز منو دریاب
امروز که می تونی
تنها به تو حق میدم
دنیامو بچرخونی

یک ثانیه آتیشی
یک ثانیه بارونی
انقدر ازت دیدم
دریارو بسوزونی

خورشیدو بکش سمتت
تو این شبِ تکراری
دنیا رو نمی دونم
تو جاذبه شو داری

سکانس هفتم :

برداشت اول : وایییییییییییییییییییییییی .... چقدر دلم واست تنگ شده بود ... آخ که چقدر دوست دارم وقتی رو که از ته دل میخندی...اونوقته که انگار منو وصل کردن به پریز برق...سرشارم از انرژی:دی

برداشت دوم : من خوبم ..... خیلی خوشحالم از اینکه تو هم خوبی !!!!

برداشت سوم : بازم روزبه !!!! :دی   بازم شعر :دی

برداشت چهارم :آخه میدونی عزیزی...:دی   چی بگم دیگه من ؟؟!!:دی ....  دوست دارم عزیزترین ....

برداشت پنجم : یه فکرایی تو سرمه .....ا میدوارم بتونم از پس چیزی که میخوام بربیام ..!!!

برداشت ششم: راستی .............. جدایی نادر از سیمین :دی :دی

برداشت هفتم : خوشمان آمد !!!!!   مگر میشود سلیقه حضرت شما رو نپسندید :دی :دی

برداشت هشتم: امشب فوق العاده بود ..... ممنونم واسه رغم زدن این همه خاطره خوب و یه دنیا

 مهربونی غیر قابل وصف تون .... بی محابا  دوستتون دارم و  بی اندازه ممنونم ...

برداشت نهم : ( کاملا آزاد)( با حق نشر و تالیف جدا و کمی تا قسمتی خاک گرفته و قدیمی) 

رفتن خیلی سخت تر از موندن و جنگیدنه !!! میدونم توانایی جنگیدن رو داری پس قاطع بجنگ ...

بجنگ و ثابت کن که هستی ....پرچم فتح رو بالای قله افتخار بذار تا به احترام جنگاوری ت کلاه از سر

 بردارم و برایت سرود پیروزی بخوانم .... آرزویم چیزی جز نیک بختی و نیک سرشتی و نیک نامی نیست !

+تاریخ یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 0:30 نویسنده یه گل