

تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
براي برفي که اب مي شود دوست مي دارم
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت
لبخندي که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست مي دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم
تو براي لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شيرين خا طره ها دوست مي دارم
تو را به جاي همه ي کساني که نمي شناخته ام ...دوست مي دارم
تو را به جاي همه ي روزگاراني که نمي زيسته ام ...دوست مي دارم
براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي نخستين گناه
تو را به خاطر دوست داشتن...دوست مي دارم
تو را به جاي تمام کساني که دوست نمي دارم...دوست مي دارم
ساده بیا دستِ منو بگیر رو
ساده نگیر این همه سادگی رو
ساده نگیر اگه هنوز میتونی
پای همه سادگیات بمونی
خسته نشو اگه تموم راهها
پیش تو و سادگیات بسته شن
طاقت بیار اگه همه آدما
از اینکه پا به پات بیان خسته شن
آخر خطِ جادههای خسته
بگو چقدر راهِ نرفته مونده
پُشتِ دلت وقتی به خون نشسته
چند تا ترانه است که کسی نخونده
دَووم بیار خسته نشو از سفر
تنهائیتم بذار روی دوشت ببر
ترانه باش اون وَر آخر خط
به نقطه میرسی بیا سرخط
به نقطه میرسی بیا سرخط
به نقطه میرسی بیا....


