سلام ... سلام .... سلام :
با یه کم تاخیر اومدم اما این دفعه یلدایی یلدایی . میدونم خیلی از یلدا گذشته اما تجدید خاطرات بد نیست.میخوام اینو برای کسایی بگم که اون شب از دستشون رفت.اون روز صبح وقتی گفتن که شب چه خبره داشتم بال در می آوردم.لحظه شماری میکردم برای بعدازظهر. وقتی عقربه های ساعت 6:00 رو نشون داد مثل همیشه تیتراژ آخرشـــــــــه شروع شد.صدای گرم و صمیمی استاد مثل همیشه با این جمله طنین افکن شد: به نام اونکه اگه حکم کنه، همه محکومیم. توی همین گیرو دار بودم که یکهو مامانم گفت:
هلیا!!!!!!!!!! ما داریم میریم بیرون. کاری نداری؟ خوشحال شدم. بدون سر و صدای داداشم خیلی راحتتر میشد رادیو گوش کرد. گفتم نه و..........
استاد مشغول صحبت شدن و بعد هم امیرخان منوچهری عید و شب یلدا رو تیریک گفتن.قرار بود همه هفتایی ها باشن که هیچ خبری از هیچ کس نبود.
مهندس افشون گر هم اونور شیشه بودن.استاد گفتن که رضا صادقی توی راهه و خانوم مقدمی هم قراره به به آخرشه اضافه بشه و ایشون هم توی راهـــــــــــه.(( البته تا آخر برنامه هیچ خبری از شبنم مقدمی نشد)).
استاد و امیرخان مشغول صحبت و توضیح راجع به قدمت شب یلدا و تاریخچه و ریشه اون توی شعر و ادب پارسی شدن. استاد حدود 10 دقیقه ای صحبت کردن تا اینکه امیر منوچهری گفت: همه میدونید که افشین حسین خانی سردبیر این برنامه ست و قاعدتا باید به ما تکست بده تا از روی اون برنامه رو اجرا کنیم اما دریغ از یه خط تکست. خیلی خوشحال بلند شده اومده استودیو و الان هم اونور شیشه نشسته و ما رو نگاه میکنه.همه این چیزهایی رو که فرزاد الان گفت،همه اطلاعات خودش بود والا یه خط تکست هم جلو ما نیست.استاد گفت:من چیزی زیادی نگفتم که امیر گفت : نه، بذارمردم بدونن.صحبت سر اس ام اس شب یلدا شد که امیر گفت:فرزاد، راستشو بخوای برات اس ام اس زدم تا تو مثل همیشه جوابمو با یه اس ام اس نو بدی.استاد گفت: با این که قبضش رو پرداخت کردم اما هنوز قطع.اگه معرفت داری برام یه دونه از این 0919 ها بخر، خیلی لازمم میشه،اما اگه معرفتت مثل قبله نمیخواد،خودم میخرم.استاد گفت: میدونم الان همراه با گوشاتون سرتون رو هم کردین توی رادیو، اشکالی نداره.همین یه شبه.محمد علیزاده و میلاد ترابی بیرون نشستن و رفتن رضا رو هم از بیرون بیارنش تو استودیو. تا شما برین برای خبر و برگردین همه میان اینور پیش ما.خبر پخش شد و بعد قسمت اصلی ماجرا شروع شد.
همه سلام علیک کردن و بعد هم شوخی های استاد با مهموناش و علی الخصوص رضا صادقی و محمد علیزاده شروع شد.رضا صادقی به شوخی گفت: من عادت کردم هر سال شب یلدا بیام رادیو. حتی اگه شما هم دعوتم نکنید میام پشت در جام جم . باید هر سال یلدا من بیام جام جم وگرنه نمیشه.بعد استاد از مهمون نوازی رضا صادقی گفتن و گفتن که الان میلاد ترابی خونشو داده به رضا صادقی و میلاد ترابی هم رفته خونه احسان خواجه امیری و احسان خواجه امیری هم رفته سعادت آباد.((ببینید توی هنرمندان چه خبره)).بعد از اون رضا صادقی یه آهنگ خیلی قشنگ از آلبوم جدیدش که هنوز به بازار نیومده رو خوند که واقعا فوق العاده بود و بعد از اون هم محمد علیزاده یه آهنگ جدید خوندن که شعرش از رضا صادقی بود. برنامه به نقطه اوجش رسیده بود. رضا صادقی گفت که خیلی دوست داره آهنگ بی خداحافظی رو بخونه و از استاد خیلی تشکر کرد و گفت من توی این واقعا مونده بودم که چه جوری پرونده این شعر رو ببندم که فرزاد به دادم رسید و قسمت آخر این شعر کار فرزاد هستش و جریان ساخته شدن کار رو تعریف کرد.بعد این کار رو خوند. هم نوایی محمد علیزاده و استاد حسنی و رضا صادقی و بقیه واقعا شنیدنی بود.بعد هم آهنگ های خداحافظ همین حالا و نرو رو رضا صادقی و محمد علیزاده به صورت دو صدا اجرا کردن.بعد از اجرا این دو قطعه استاد واقعا احساساتشون رو خیلی زیبا به زبون آوردن.بازی با کلمات استاد واقعا زیبا و هنرمندانه بود و خبر از اجرای یک بوم دو هوا..... میداد.اجرای این آهنگ و هم صدایی استاد آدم رو به یاد جشن هفتایی که توی اردیبهشت ماه برگزار شد می انداخت.اواسط آهنگ بود که رضا صادقی همه رو غافل گیر کرد و خیلی ماهرانه ریتم رو عوض کرد و گفت: دلم برات تنگ شده جونم..... در این لحظه شور و شوق همه به اوج رسیده بود تقریبا با کمی دقت می تونستی هم آوایی همه رو بشنوی.استاد سعی میکرد که حس و حال افراد اونور شیشه رو هم به ما منتقل کنه.دیگه عقربه های ساعت داشت حول و حوش رو نشون میداد که صدای استاد رو آهنگ خداحافظ همین حالا اومد که میگفت: نمیدونم چقدر وقت دارم افشین....... اگر ز دست من افتد فراق را بکشم.و بعد هم با حس شاعرانه خودشون خیلی زیبا از همه تشکر کردن و از همه خواستن که حرف آخرشون رو بزنن و هر یک با این جملات حرفشون رو به پایان رسوندن:
رضا صادقی: ممنونم که اجازه دادین با شما زندگی کنم. دلتون شاخه نبات.صدتا هجرون واسه یه وصلتون خمس و زکات.
محمد علیزاده : اگه گفتم خداحافظ ، نه اینکه رفتنمون ساده اس ولی اومدیم و رفتیم
میلاد ترابی : همتون رو دوست دارم
امیر منوچهری: بازم خاطره شد.خداحافظ.
و فرزاد حسنی: صدای مردم رو پخش نکردیم چون صدای این مردم داشت پخش میشد. یا علی. شبتون قشنگ. قربان،یلدا مبارک. خداحافظ همین حالا.آی جوووووووووون.
این بود یه یادگاری از شب یلدا 86. امیدوارم لذت برده باشید.سعی کردم نکات مهم رو بگم. اگه کم و کسری داشت ببخشید.اگه بتونم حتما یکی از آهنگهای اون شب رو براتون میذارم. یلدایی باشید.
و در آخر:
اگر ز دست من افتد فراق را بکشم.
یا علی.خداحافظ همین حالا





